محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
337
مخزن الأدوية ( ط . ج )
حلزون است . ماهيت آن : برّى و بحرى و نهرى مىباشد بحرى آن بزرگ و نهرى آن كوچك و هريك به اشكال مختلفه بود و برّى آن چيزى است كه چسبيده مىباشد به گياهها و اشجار و بر آنها تكون مىيابد و آن را زنطاح نامند و صدف اعم از آنها است و آن مخصوص به جلد حجرى آن حيوانست و شيح و ودع و اظفار الطيب و طليسا و خف الغراب و فرفورا و دلينس و صدف مرواريد و غيرها و زنطاح نيز همه از انواع حلزوناند . طبيعت جلد حجرى آن : در دويّم سرد و خشك . افعال و خواص آن : ان شاء الله تعالى در صدف مذكور خواهد شد و گوشت آن در دويّم سرد و تر . گوشت دلينس كه در مصر ام الخول گويند از اقسام برّى و مستطيل است الطف و سريع الاستحاله به خون صالح است جهت جذام و جرب و حكه و جنون و سودا نافع و گوشت ساير حلزونات مولد بلغم و سدد و رافع تشنگى و التهاب صفرا . * امراض عين و اذن و انف * اكتحال سوخته مجموع آن با عسل جهت رفع آثار قرحه چشم و طلاى گوشت محرق آن با قطران بعد از كندن موى و شعر منقلب مانع روييدن آن و چكانيدن آب حلزونات كوچك نهرى كه به هندى كهونكه نامند در هنگام ظهور جدرى در چشم مانع بروز آن است در آن و بعد از بروز محلل و دافع آن و مسكن حدت و سوزش و گرمى چشم و چون تازه آن را بگيرند و به سوزن سوراخ نمايند و بر موى روييده در چشم بچكانند آن را زايل گرداند و چون بر پيشانى بمالند منع ريختن مواد به چشم نمايد چون بر حوالى گوش بمالند جهت رفع رطوبات زخمهاى غاير آن نافع و سوخته آن را چون بر پيشانى بمالند قطع رعاف نمايد . * امراض معده و قولنج و درد مثانه و حبس طمث * فرو بردن گوشت خام آن جهت درد معده و با مر جهت قولنج و درد مثانه و خوردن گوشت مجفف و مسحوق آن جهت ادرار حيض نافع . * الاورام و الجراحات و النصول و امثال اينها و سوء القنيه و نقرس و سم * ضماد گوشت آن جهت ورم نقرس و سوء القنيه و جذب پيكان و امثال آن و جذب زهر سگ ديوانه گزيده از بدن و طلاى رطوبت آن كه از سوزن سوراخ كرده نزديك آتش گرفته باشند با مر صاف و صبر بالسويه سرشته جهت تحليل اورام مزمنه و التيام جراحات خبيثه بيعديل و با مر و كندر نيز جهت التيام جراحات خصوصاً عصبانى و گويند بالخاصيت متطرقات صلبه را نرم مىسازد . حلفا به فتح حاى مهمله و سكون لام و فتح فا و الف . ماهيت آن : نوع از بردى است كه به فارسى پيزر نامند كه در آبها رويد و از آن حصير و امثال آن ترتيب دهند و در حليفه كه موضعى و منزل است قريب به مكه معظمه بيشتر مىشود . طبيعت آن : در اول گرم و خشك . افعال و خواص آن : شستن سر با محرق آن سه روز متوالى جهت رفع حزاز و قروح ابريه و خوردن پنج درهم آن با عسل و سركه كشنده اقسام كرم معده و امعا و مفتح سدد و گفتهاند با آب و عسل نيز اين اثر دارد و داغ كردن به شاخهاى آن كه از آتش افروخته باشند جهت نمله ساعيه و تكرار آن سه دفعه جهت منع زياده شدن اورام رخوه نافع است . حلق به فتح حاى مهمله و لام و سكون قاف . ماهيت آن : عصاره برگ نباتى است يمنى شبيه به عليق و ثمر آن مانند خوشه انگور و دانه آن مانند عنب الثعلب و بعد از رسيدن سرخ مىگردد پس سياه و برگ آن شبيه به برگ تاك و ترش و با گوشت آن را طبخ مىنمايند و مىخورند و عصاره آن را بدين قسم مىگيرند كه برگ آن را در تنور مىگذارند و چون نرم گشت رطوبت آن را افشرده منعقد مىسازند و آن سياه رنگ و طعم آن ترش مىباشد و بهتر از آب حب الرمان است گفتهاند آب آن را در اصفر مىريزند و بعد از انعقاد و خشك شدن برمىدارند و به اطراف مىبرند . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : آشاميدن پنج درهم محلول آن در سى درهم آب جهت قمع مره صفرا و تسكين لهيب و حرارت معده و عطش و ازاله كرب خمار بىعديل . مقدار شربت آن : تا پنج درهم . فصل الحاء المهمله مع الميم حماحم به فتح حاى مهمله و ميم و الف و كسر حاى مهمله و سكون ميم حبق بستانى است و در شام حبق نبطى و به عربى ديسم و به فارسى گويند بستان افروز است و نيز گويند غير آنست و به هندى كلغه نامند . ماهيت آن : نباتى است برگ آن شبيه به برگ بستان افروز و از آن بزرگتر و مختلف الالوان و خوش منظر و در باغها با بستان افروز غرس مىنمايند و مشهور به لاله خطايى است و در تبريز به گل عاشقان . طبيعت آن : در آخر اول سرد و خشك . افعال و خواص آن : با قوّت محلله و رادعه و رافع سده دماغ و